بچه ها دیشب خواب اشکانو دیدم...
نپرسید چی خواب دیدم که نمی گم.فقط برای اینکه دلتونو بسوزونم می گم که تو خواب خیلی خوشگل شده بود(مثل همیشه).

خدا حرف هايش را در دنياي اطراف ما نوشته است...فقط كافي است به اتفاقات زندگي ات توجه كني و ببيني خدا در تمام لحظات روز كلمات خاصش را كجا مي نويسد.

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود. پس از اندک زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي کند و مي گويد: جاسوس مي فرستيد به جهنم! از روزي که اين آدم به جهنم آمده به طور مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي کند و ... حال سخن درويشي که به جهنم فرستاده شده بود اينچنين بود: با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنابر تصادف در دوزخ جهنم هم گرفتار شدي، خود شيطان تو را به بهشت برگرداند.







اشکان یک بطری هایپ هم با خودش آورده تا برای حضور مقابل دوربین در آخرین ساعات شب ،پر انرژی تر باشد!
اشکان می گوید:به دعوت مهدی مظلومی به این برنامه آمدم و اصلا نمی دانستم که قبلا خبر حضور آتیلا پسیانی در همین برنامه منتشر شده بوده.
اشکان تاکید می کند که در این برنامه مجری نیست.از او می پرسیم:پس در این برنامه چه کاره هستی؟ جواب می دهد:من و رامبد جوان نقش دو نفر به نام های اشکان و رامبد را بازی می کنیم که باید به سلیقه بیننده ها عمل کنیم.
از اشکان راجع به رامبد می پرسیم.او جواب می دهد:با رامبد سال های سال است رفاقت دارم،اما تا حالا فرصت نشده بود در کارهای تصویری همکاری داشته باشیم.بعد از خانه ای با طرح نو قرار است با رامبد جوان در سریالی که توسط او کارگردانی می شود ،همکاری کنم.
از اشکان در مورد آخرین کارهایش به عنوان بازیگر سوال می کنیم .او جواب می دهد :در سه فیلم تلویزیونی بن بست(رضا شالچی)،بهار،قبل و بعد(شاهد احمدلو)و مزد عشق(محمود مقامی)بازی کرده ام .در سینما هم دو پیشنهاد داشتم که به آن ها جواب منفی دادم.حضور در فیلم های تلویزیونی فرصت خوبی برای تجربه اندوزی است اما در سینما باید با قدم محکم تری وارد شوم.
بازیگری که خیلی ها سال قبل بازی اش در سریال آخرین گناه را تحسین می کردند،درباره فعالیت های تئاتری اش می گوید :اخیرا در نمایش وهم(زهرا فرجی)که در جشنواره تئاتر بانوان روی صحنه رفت ،حضور داشتم.آخرین نمایش های عمومی من هم پیشخدمت و زمستان،هر دو به کارگردانی خانم هما روستا بودند.
رامبد هنوز نیامده است.جای نگرانی هم وجود ندارد چون هنوز زود است !
اشکان می گوید:با رامبد هماهنگ شده ایم .می پرسیم بازتاب برنامه چطور بوده ؟جواب می دهد :در کشور ما آدم هایی که با شما رو به رو می شوند ،همیشه نظر مثبت می دهند.کسی که به شما زنگ می زند تا بگوید کار خودت را خوب انجام نداده ای ؟!
اشکان عکس هایش را می بیند و از نصیر می خواهد همین حالا بعضی از عکس ها را دیلیت کند !
ان شب خانه ای با طرح نو میهمان نداشتو رامبد صندلی خالی را به عنوان میهمان برنامه اش معرفی کرد!
اشکان خطیبی ما را بدرقه می کند و بابت این که امکان پذیرایی وجود نداشت،عذر می خواهد .از او یک جمله طلائی برای تیتر روی جلد این شماره می خواهیم .او می گوید :نمایش کسب و کار من است.
خیلی سریع خودمان را به منزل می رسانیم .اشکان خطیبی گرچه خود را بازیگر نقش اشکان می داند ،اما ما که بین اشکان خطیبی و اشکان،تفاوت چندانی نمی بینیم.رامبد هم که همیشه جوان است.
خیلی وقت بود می خواستم یه وبلاگ راجع به اشکان خطیبی بزنم ،ولی مشکلات پیش اومد وبه حاشیه کشیده شدم(!)و از وبلاگ زدن دور شدم. ولی الان هم همت کردیم و یه وبلاگی زدیم . ان شاالله مورد پسند قرار گرفته باشه...خوشحال میشم عکس ها و اخباری که از خطیبی دارین برام سند کنین.


